حماسه
 
حماسه

حداد عادل که در سفر انتخاباتی تبریز به سرمی برد ضمن حضور در کفش فروشی بازار تبریز یک جفت کفش خریداری کرد.

 
 
 
خبرگزاری تسنیم: حداد عادل که در سفر انتخاباتی تبریز به سرمی برد ضمن حضور در کفش فروشی بازار تبریز یک جفت کفش خریداری کرد.

 حداد عادل در حین خرید کفش از کفش فروشی دربازار تبریز گفت: بنده سال‌هاست که کفش خود را از تبریز می‌خرم و به همین دلیل نیز هر قدمی که در تهران بر می‌دارم به یاد تبریز می‌افتم.

غلامعلی حدادعادل کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری در جمع بازاریان بازار کفاشان تبریز گفت:  بنده به اصالت بازار و بازاریان اعتقاد دارم. می‌دانم که یکی از پایگاه‌های دین و انقلاب بازار تبریز است. شما بازاریان تبریز نه فقط به اقتصاد کشور بلکه به دینداری کشور و تبریز نیز کمک می‌کنید.







 
 
 
 
منبع : برترین ها

 


[سه شنبه 21 خرداد 1392 ]  [08:50 ق.ظ]  [علی فنودی]

سیدمحمد غرضی کاندیدای 72 ساله انتخابات ریاست جمهوری سه فرزند به نام های طاها، محمدزهیر و صابرحسین دارد که این روزها محمدزهیر فعالیت چشم‌گیری در برنامه های انتخاباتی پدر دارد.

 
 
 
آفتاب نیوز: سیدمحمد غرضی کاندیدای 72 ساله انتخابات ریاست جمهوری سه فرزند به نام های طاها، محمدزهیر و صابرحسین دارد که این روزها محمدزهیر فعالیت چشم‌گیری در برنامه های انتخاباتی پدر دارد.

 
 
 
 
منبع : برترین ها

 


[سه شنبه 21 خرداد 1392 ]  [08:50 ق.ظ]  [علی فنودی]

غلامعلی حدادعادل، ضمن انصراف از کاندیداتوری انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری از مردم عزیز ایران اسلامی خواست با رعایت معیارهای مورد نظر رهبری معظم انقلاب به کسانی رأی دهند که از گفتمان انقلاب اسلامی و ارزشهای مورد نظر امام و رهبری حمایت کنند.

 
 
 
خبرگزاری مهر: غلامعلی حدادعادل، ضمن انصراف از کاندیداتوری انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری از مردم عزیز ایران اسلامی خواست با رعایت معیارهای مورد نظر رهبری معظم انقلاب به کسانی رأی دهند که از گفتمان انقلاب اسلامی و ارزشهای مورد نظر امام و رهبری حمایت کنند.

 غلامعلی حدادعادل، ضمن انصراف از کاندیداتوری انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری از مردم عزیز ایران اسلامی خواست با رعایت معیارهای مورد نظر رهبری معظم انقلاب به کسانی رأی دهند که از گفتمان انقلاب اسلامی و ارزشهای مورد نظر امام و رهبری حمایت کنند. 

متن نامه انصراف حدادعادل به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران

در روزهای حساس و سرنوشت ساز یازدهمین دوره­ انتخابات ریاست جمهوری توجه شما مردم عزیز را به نکات زیر جلب می­کنم:

1- اینجانب که از سال 1341 با کاروان نهضت امام خمینی(ره) همراه بوده و از بهمن 1357 تا کنون در صحنه­های انقلاب و مسئولیتهای مهم و سنگین اجرایی و قانونگزاری حضور داشته­ام ، روش و بینش «اصول­گرایی» را در عرصه­ سیاست با تعالیم اسلام و قرآن و آرمانهای امام راحل و اهداف انقلاب اسلامی و منافع و مصالح کشور منطبق و موافق می­دانم و خود را اصول­گرا می­شناسم و به این صفت افتخار می­کنم.

2- پیروزی اصول­گرایان را در انتخابات ریاست جمهوری هدف اصلی خود می­دانم و معتقدم با استمرار اصول­گرایان حقیقی می­توان آرامش و امنیت و عقلانیت را که لازمه­ ایجاد حماسه­ سیاسی و حماسه­ اقتصادی است بر کشور حاکم کرد و بر این اساس خود را موظف می­دانم از هر اقدامی که با واسطه یا بی­واسطه به شکست اصول­گرایی در این انتخابات منجر شود پرهیز کنم.

3- شرکت اینجانب در ائتلافی که به«ائتلاف سه­گانه» یا «ائتلاف پیشرفت» موسوم شد دقیقاٌ برای آن بود که نامزدهای اصول­گرا در رقابت با یکدیگر سبب شکست اصول­گرایان نشوند. ما با هم برای تلاش در راه پیروزی اصول­گرایان عهد و پیمان بسته­بودیم و من دقیقاً بر آن عهد و پیمان استوار مانده­ام.

4- با نزدیک شدن به ایام ثبت نام نامزدها و حوادثی که در آخرین ساعت روز آخر ثبت نام روی داد و نگرانی­هایی از باب تکرار حوادث تلخ سالهای گذشته به­ویژه فتنه­ی سال 88 را پدید آورد لازم دیدیم منتظر مشخص شدن آرایش سیاسی نامزدها بمانیم و پس از آن به مصلحت دیدیم که با شرکت در تبلیغات انتخاباتی و خصوصا با استفاده از فرصتهای صدا و سیما و مناظره­ها، دیدگاهها و برنامه­های خود را به اطلاع ملت برسانیم. اینجانب تصمیم گرفتم مواضع خود را در مناظره­ها و برنامه­های صداو سیما به روشنی و صراحت اعلام نمایم و حتی در این مناظره­ها از بیان نقد نسبت به مواضع بعضی از نامزدهای اصول­گرا نیز دریغ نورزم.

5- اینجانب در سخنان خود در چند ماه گذشته و به­ویژه در هفته­­های اخیر ضمن تأکید مکرر بر اینکه مشکل عمده­ی امروز مردم مشکل اقتصادی است و وظیفه­ی اول دولت آینده حل این مشکل می­باشد، همواره کوشیدم تا از دادن وعده­های فریبنده و غیر عملی که تنها به قصد جلب رای مردم داده می­شود خود داری کنم. سعی کردم از سیاه نمایی و نادیده گرفتن دستاوردهای انقلاب و خدمات دولتها بپرهیزم و موجب یأس و ناامیدی مردم نشوم. کوشیدم تا سخنی بر خلاف مصالح کشور و امنیت ملی بر زبان نیاورم و دل دشمنان انقلاب را شاد نکنم. تلاش کردم آرمانهای امام راحل(ره) و رهنمودهای مقام معظم رهبری را که از دل و جان به آنها اعتقاد دارم فراموش نکنم. امیدوارم در آنچه گفته­ام توانسته باشم رضای خداوند و رضایت مردم را جلب کرده باشم.

6- اکنون بر پایه­ی این مقدمات، امروز دوشنبه 20 خردادماه 1392 با در نظر گرفتن واقعیتهای پیش رو در صحنه­ی انتخابات و با توجه به نیت و انگیزه­ای که از آغاز حضور در ائتلاف داشته­ام به عهد خود وفا می­کنم و انصراف خود را از نامزدی انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران اعلام می­نمایم تا به سهم خود به پیروزی اصول­گرایی در این انتخابات کمک کرده­ باشم. امیدوارم سایر نامزدهای اصول­گرا نیز در این لحظه­ی خطیر و حساس به وظیفه­ی خود عمل کنند برادرانه و مشفقانه توصیه می­کنم مردم عزیز با تصمیم درست خویش کاری کنند که یا اصول­گرایان در مرحله­ اول انتخابات پیروز شوند و یا چنان شود که در صورت کشیده شدن انتخابات به مرحله­­ی دوم، رقابت میان دو اصول­گرا باشد.

7- با انصراف خود از مردم عزیز می­خواهم معیارهای مورد نظر رهبری معظم انقلاب را در رای دادن به نامزدها دقیقا رعایت کنند و به کسانی رأی دهند که به مبانی جمهوری اسلامی معتقد بوده و شجاع و بانشاط و توانمند باشند و از گفتمان انقلاب اسلامی و ارزشهای مورد نظر امام و رهبری حمایت کنند و پاسدار خون شهیدان و فداکاریهای ایثارگران عزیز و خانواده­ معظم شهدا باشند تا درخشش انقلاب اسلامی در فضای ظالمانه و ظلمانی نظام سلطه­ی جهانی روز به روز افزونتر گردد.

8- وظیفه­ی خود می­دانم از عموم برادران و خواهرانی که در سراسر کشور در ستادهای انتخاباتی اینجانب صمیمانه و صادقانه تلاش کرده­اند و یا در اجرای برنامه­های صدا و سیما مرا یاری نموده­اند سپاسگزاری کنم. از اینکه نمی­توانم با هیچ زبان و قلمی از عهده­ی شکر محبتهای آنان برایم از همگان پوزش می­خواهم.

9- وظیفه دارم از شورای محترم نگهبان که اینجانب را واجد صلاحیت نامزدی انتخابات ریاست جمهوری تشخیص داده­اند تشکر کنم. همچنین موظفم ازصدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که فضای مناسبی برای بیان دیدگاهها و برنامه­های نامزدها بوجود آورده سپاسگزاری نمایم. از عموم نمایندگان رسانه­ها، چه رسانه­های مکتوب و چه رسانه­های مجازی که در ایام انتخابات با انتشار اخبار مربوط به این جانب اطلاع رسانی مفید و سازنده­ کرده­اند نیز تشکر می­کنم.

10- امیدوارم ملت مسلمان و با بصیرت و شجاع و انقلابی ایران با حضور پرشور و باشکوه در انتخابات جمعه 24 خردادماه 1392 حماسه­ی سیاسی ایجاد کنند و با برگزاری یک «انتخابات خوب » به یک «انتخاب خوب» دست یابند و زمینه را برای خلق «حماسه اقتصادی» با مدیریت دولت آینده و وحدت و همت ملت فراهم سازند. امیدوارم حاصل همه­ی تلاشها و نتیجه­ی انتخاب همگان به خیر و صلاح کشور باشد و مایه­ عزت و ارجمندی بیشتر ملت ایران و تضمین کننده­ی دوام و بقای استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی گردد.

والعاقبه للمتقین

غلامعلی حداد عادل                           
 
منبع : برترین ها

 


[سه شنبه 21 خرداد 1392 ]  [08:49 ق.ظ]  [علی فنودی]

پیش شرط‌های اخلاقی لازم برای انجام مناظرات انتخاباتی

 

نویسنده: امیرحسین مجیری
 
 
 
 
 
هشت راهکار برای انجامِ مناظره‌ای اخلاقی
آیا می‌توان، با بررسیِ مسئله‌ی «مناظره در اسلام»، به الگوی مناسبی در مورد «مناظره‌های انتخاباتی» در شرایطِ حاضر رسید؟ ابتدا باید گفت که آنچه با عنوانِ «مناظره» در میان پیشوایان و علمای دین اسلام معرفی شده است، با آنچه با عنوانِ مناظره‌های انتخاباتی به شکل جدی از سال 1388 در کشورمان برگزار شد، تفاوت‌هایی دارد. با این حال، بررسی شرایط و آداب مناظره‌های دینی می‌تواند تا حدی الگویی باشد برای کسانی که می‌خواهند مناظره‌ی انتخاباتی انجام دهند یا در مورد این گونه مناظره‌ها قضاوت کنند.
نوشته‌ی پیش رو بر پایه‌ی بخشِ «مناظره»ی کتابِ «منیه المرید فی آداب المفید و المستفید»[1] است. در هر بخش، ابتدا آداب یک مناظره‌ی خوب مورد تأیید دین بیان می‌شود و سپس سعی می‌شود این آداب با مناظره‌های انتخاباتی تطبیق داده شوند.
1) هدفِ مناظره: اثباتِ حق (نه ریاکاری)
 
مناظره‌ی پیشوایان و علمای دین صرفاً خدایی بوده و با هدفِ رسیدن به حقایقِ عالم برگزار می‌شده است. بنابراین هدف مناظره باید رسیدن به حق باشد و اهمیتی ندارد که این حق چه باشد. هدف اهل مناظره نباید به کرسی نشاندن نظریه‌ی خود و اثباتِ حقانیتِ خود باشد (این هدف را جدال و ستیز و ریاکاری می‌نامند).
یکی از نشانه‌های وجود هدفِ خدایی در مناظره این است که مناظره‌کننده اگر امیدی به تأثیرِ نظر خود ندارد، واردِ مناظره نشود و اگر بداند طرفِ مقابل حرفِ او را نمی‌پذیرد و حتی اگر اشتباهش معلوم شود، دست از سلیقه‌ی شخصیِ خود بر نمی‌دارد و زیر بار حرف حق نمی‌رود، مناظره جایز نیست.
اما: به نظر می‌رسد مناظره‌ی انتخاباتی را هم می‌توان با همین هدف برگزار کرد و این بستگی به طرف‌های مناظره‌کننده دارد.
2) اولویتِ «امر به معروف و نهی از منکر» نسبت به مناظره
 
برگزاریِ مناظره در صورتی جایز است که وظیفه‌ی مهم‌تری در کار نباشد؛ زیرا اگر مناظره درباره‌ی امرِ واجب و به شکلِ مشروع باشد، «واجبِ کفایی» است. اما اگر یک «واجبِ عینی» (یا واجبِ کفاییِ مهم‌تر از مناظره) در کار باشد، مناظره جایز نیست؛ از جمله وظایف واجب (که به آن توجه نمی‌شود) «امر به معروف و نهی از منکر» است.
توضیح اینکه، در مناظره، مناظره‌کننده ممکن است با برخی منکرها روبه‌رو شود یا از گوینده یا شنونده حالت‌هایی سر زند که هر دو دچارِ گناه شوند (مثل ناسزاگویی، ایجادِ محیطِ وحشت و ترس، آزاررسانی و کوتاهی نسبت به واجب‌هایی مثل دعوت به دوستی و محبت و نصیحت کردن مسلمانان).
مناظره‌‎کنندگان موظف به رعایت وظیفه‌های اخلاقی (مانندِ آنچه گفته شد: دعوت به دوستی و نصیحت) هستند، ولی متأسفانه در حین مناظره، ناخودآگاه از این وظیفه‌ها سر باز می‌زنند و گرفتارِ مشکل‌های گفته‌شده می‌شوند؛ در حالی که تصور می‌کنند، با هدفی خدایی به مناظره می‌پردازند.
اما: توجه به این نکته‌ها در مناظره‌ی انتخاباتی هم کارِ دشواری نیست. مناظره‌کننده‌ها خود باید اولویت‌های دینی را در نظر بگیرند. آیا مناظره‌ی آن‌ها منجر به «ریختنِ آبروی یک فرد یا مجموعه» نمی‌شود؟ آیا شرایط مناظره مسائلی چون «تهمت‌زنی»، «دوری از انصاف» و «دروغ‌گویی و فریب‌کاری» را پیش نمی‌آورد؟ اگر این گونه است (با توجه به اولویت‌بندی‌های دینی) آیا بهتر نیست، در برخی شرایط، از مناظره خودداری کنند؟
3) شرطِ مناظره در دین: اجتهاد
 
مناظره‌کننده در مناظره‌ی دینی باید مجتهد باشد و طبق نظر خود، حرف بزند نه نظرِ دیگران. در این حالت، اگر حق از زبانِ طرفِ مقابل گفته شد، از نظرِ خود دست بکشد. کسی که مجتهد نشده باشد، نمی‌تواند در حین مناظره با نظرِ کسی که از او تقلید می‌کند مخالفت کند. در این صورت، مناظره چه فایده‌ای دارد، وقتی مناظره‌کننده‌ی غیر مجتهد حتی در صورت اثباتِ اشتباهش، دست از نظریه‌ی خود بر نمی‌دارد و نظریه‌ی مجتهدِ مقابلِ خود را نمی‌پذیرد؟
برای مجتهدان این اتفاق رخ داده است که متوجه شده‌اند دلایل نظریه‌شان، سست و اشتباه بوده است. مجتهدان در این حال، نظرِ خود را تغییر می‌دهند (چنانچه این تغییر را در کتاب‌ها و حتی گاه در یک کتاب آن‌ها می‌بینیم).
اما: در مناظره‌ی انتخاباتی هم استفاده از افراد مجتهد در زمینه‌ی موضوعِ مناظره اهمیت دارد. چه این موضوع اقتصادی باشد، چه سیاسی، فرهنگی یا هر موضوعِ دیگری، به هر حال دو (یا چند) طرف مناظره باید بر موضوع مورد بحث تسلط کامل داشته باشند یا به اصطلاحِ دینی در آن موضوع «مجتهد» باشند. حتی اگر خودِ کاندیداهای انتخاباتی هم واردِ مناظره می‌شوند و در موضوعی کاملاً تسلط ندارند، بهتر است از بحث در مورد آن موضوع صرف نظر کنند.
4) مناظره در مسائلِ روز، نه مسائلِ دور از ذهن
 
محدوده‌ی بحث در مناظره باید وقایع مهم دینی یا مسائل قریب‌الوقوع باشد. در مناظره، مسئله‌ی روشن شدن حق مهم است (نکته اینکه مناظره‌کننده نباید، برای اثبات حق، سخن خود را بیش از اندازه طولانی کند).
مناظره‌کننده نباید مغرور شود و فریب بخورد که بحث در مورد مسائل دور از ذهن و عجیب، موجب تقویت نیروی استدلال می‌شود (این تصور بیشتر برای کسانی پیش می‌آید که با اظهار فضل، شاد و دچارِ «حظِ نفس» می‌شوند. بنابراین، در تعریف‌ها و مغالطه‌ها و امثالِ این‌ها بحث می‌کنند. اگر حالت‌های درونیِ این افراد بررسی شود، مشخص می‌شود که هدفِ آن‌ها حتی همین تقویتِ نیروی استدلال هم نیست).
اما: این ادبِ مناظره‌ی دینی هم قابلِ انطباق بر مناظره‌ی انتخاباتی هست. اول اینکه مناظره‌کننده‌ها باید «مغالطه» و «فریب‌کاری» را کنار بگذارند و دوم اینکه در مورد موضوع‌های ملموس و موردِ نیاز بحث کنند. برای مثال، بحث در مورد گذشته‌ی افراد، اگر به مسائلِ روز ارتباطی پیدا نکند، اشتباه است.
5) مناظره در خلوت و دور از جمع
 
برای مناظره‌کننده، باید مناظره در مکانِ خلوت بهتر از مناظره در جمع باشد؛ زیرا مناظره در خلوت، موجب تمرکزِ فکر و صفای اندیشه (برای درکِ حقیقت) می‌شود. مناظره در جمع، انگیزه‌ی ریا و حرص در غلبه کردن بر طرفِ مقابل را (به هر دلیلِ باطلی) افزایش می‌دهد.
برای کسانی که اهداف فاسد دارند، پاسخ دادن به پرسش‌های دیگران در خلوت، موجب سستی و کسالت می‌شود؛ اما برای همین کار در جمع، با هم رقابت می‌کنند و برای پاسخ دادن در جمع، به فریب‌کاری و نیرنگ روی می‌آورند.
اما: یکی از اهداف اصلی مناظره‌ی انتخاباتی جنبه‌ی تبلیغاتیِ آن است! بنابراین نمی‌تواند در خلوت برگزار شود. اما به هر حال، بهتر است مناظره در محل‌های تخصصی و در میان مخاطبانِ متخصصِ بحث، برگزار شود تا تأثیرِ جمع بر مناظره‌کنندگان به حداقل برسد.
6) جست‌وجوی حق و احساس دوستی با طرف مناظره
 
مناظره‌کننده در راه یافتن حق باید مانند کسی باشد که دنبال گم‌شده‌ی خود است و وقتی به حق دست یافت، باید اشک شوق بریزد و خدا را شکر کند. او نباید فرقی بین ظاهر شدن حق به دست خود یا به دست طرف مقابل ببیند. او باید به طرف مناظره به چشم شریک و یاور نگاه کند، نه به چشمِ دشمن. بنابراین وقتی شریک او، حق را به او نمایاند، باید از او تشکر کند (همان طور که اگر کسی راهی را به اشتباه به دنبالِ گم‌شده‌ی خود می‌رود و دیگری او را به راه درست راهنمایی می‌کند، این راهنمایی شایسته‌ی تشکر است). حق و حقیقت گم‌شده‌ی هر مؤمنی است. بنابراین اگر حق به وسیله‌ی طرفِ مقابل آشکار شد، باید خوشحال باشد و از شریکِ خود تشکر کند، نه اینکه شرمسار شود و به مبارزه بپردازد.
اما: با توجه به همان جنبه‌ی تبلیغاتی، شاید نتوان چندان از مناظره‌کننده‌ها انتظار داشت که اگر حقیقت را از زبان طرف مقابل خود شنیدند، دست از حرف خود بکشند. گرچه ایده‌آل همین است. با این حال، می‌توان حداقل توصیه کرد که اگر یکی از طرف‌های مناظره فهمید حرفش اشتباه است و حرف طرف مقابل حق است، بر باطلِ خود تأکید نکند.
7) انصاف در مناظره و کمک کردن به طرف مقابل
 
مناظره‌کننده نباید یاور و شریک خود را از دلیل آوردن باز دارد، بلکه باید به او کمک کند تا آنچه را در ذهنش هست بگوید. اگر مناظره‌کننده حق را لا‌به‌لای سخن شریک خود یافت یا فهمید که سخنِ او حق را اثبات می‌کند (گر چه خود او متوجه این موضوع نباشد) باید از او قبول کند و خدا را شکر کند؛ زیرا هدف مناظره رسیدن به حق است، حتی اگر حق میان سخنان ناموزون و ناهماهنگ باشد.
امثال این حرف که «این نظر، با توجه به برگشتن تو از نظر اولیه‌ی خود، لازمه‌ی سخنِ من نیست و نمی‌توانی چنین بگویی» دشمنی و لجاجت محض و خروج از دایره‌ی استواراندیشی است.
می‌بینید که بیشتر مناظره‌ها به دعوا و جدال محض تبدیل می‌شود، تا آنجا که معترض دلیل می‌خواهد و مدعی با آنکه دلیل را می‌داند، از سخن گفتن خودداری می‌کند و در نهایت، جلسه از دشمنی و کینه پر می‌شود. بدیهی است که چنین مناظره‌ای خیانت به اسلام است و موجب ورود فرد به جمعی می‌شود که قرآن کریم آن جمع را به علت کتمان علم نکوهش کرده است.
اما: نزدیک کردن «رقابت انتخاباتی» به رفاقت انتظار چندان بیجایی نیست. به هر حال، همه‌ی کاندیدهای انتخاباتی مسئولیت‌های مختلف کشوری دارند و قرار است بعد از انتخابات با هم به همکاری بپردازند. پس اگر یکی از مناظره‌کننده‌ها دچارِ سردرگمی در بحث شد، این نباید به عنوانِ حربه‌ای در دستِ طرفِ مقابل در بیاید.
8) مناظره با افراد برجسته و صاحب نظر
 
باید با افرادی که استقلال علمی دارند، مناظره کرد تا مناظره‌کننده ‌ـ‌در صورتی که در پی حق است‌ـ بتواند از نظراتشان سود ببرد. بیشتر مناظره‌کنندگان از مناظره با دانشمندان و بزرگان علم دوری می‌کنند؛ زیرا می‌ترسند حق در بیان این بزرگان باشد. بنابراین علاقه دارند با افرادی که از نظر علمی پایین‌تر هستند، مناظره کنند تا بتوانند حس طمع خود را در ترویج باطل، بر طرف مقابل تحمیل کنند.
اما: این مورد هم باز به استفاده از افراد متخصص در بحث بر می‌گردد؛ یعنی در ابتدا برگزار‌کنندگان مناظره باید دقت کنند که کسانی را برای مناظره انتخاب کنند که هم‌سطح بوده و در موردِ بحث، متخصص باشند و سپس خود مناظره‌کننده‌ها باید دقت کنند که آگاهیِ لازم برایبحثِ موردِ نظر را کسب کرده باشند.
منبع: «منیه المرید فی آداب المفید و المستفید»، نوشته‌ی شهید ثانی، ترجمه‌ی محمد باقر حجتی با عنوان «آداب تعلیم و تعلم در اسلام».

[چهارشنبه 15 خرداد 1392 ]  [02:48 ب.ظ]  [علی فنودی]
تعداد کل صفحات : 70 ::      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >